X
تبلیغات
رایتل
شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1383
آیا پیمان قاسمخانی ته کشیده است؟




این قسمت امشبی سریال کمربندها (قسمت اول هواپیما ربایی) جداً قابل تامل بود. البته... از اون لحاظ!

داستان چیه؟ سوژه های پیمان تموم شده؟ خب ممکنه. صابون سازی که نیست؛ باید "فکر" تولید بشه؛ و این هم نیروی ذهنی زیادی می طلبه که در مدت زمان محدود از عهده یک نفر خارجه.

پس در این صورت چراسراغ نیروهای تازه نمی رن؟! یعنی تو این کشور 70 میلیونی دیگه نویسنده پیدا نمیشه؟

جواب البته واضح و مبرهنه: اینجا هم همون شرایط و روابط فاسدی که تو بقیه قسمت های کشور عزیزمون افتضاح به بار میاره برقراره. کافیه تقی به توقی بخوره و یه کاره ای بشی. بعد درها رو می بندی و با فک و فامیل و دوست و آشناهای محترم مشغول بخور بخور می شی و حسابی بارتو می بندی تا وقتی که نوبت یه خوش شانس دیگه برسه.

خب... خر آقا پیمانم که از پل گذشته. سرپرست نویسنده ها هم که هست؛ کی جرات داره بگه بالای چشمت ابروئه؟ ریش و قیچی دست خودشه. زن و برادر و زن برادر عزیزشم آورده و با هم دیگه کاغذ سیاه می کنن و پول می گیرن. هر قضیه رو هم انقدر کش می دن که قسمت های بیشتر و در نتیجه پول بیشتری داشته باشه. کی به کیه!

 

ولی حیف! من یکی که واقعا دلم برای اعتبار پیمان می سوزه که داره این جوری هدر می ره. چون _ برخلاف فک و فامیلاش! _ پیمان واقعا با استعداده و سالها دویده تا به اینجا برسه. اگه از وسوسه پول می گذشت و این فرصت رو صرف تربیت و هدایت نیروهای تازه می کرد به قول فتل چه دوغی می شد!

مقصر اصلی کدومه؟ صدا و سیما، حکومت، سیستم یا... این ژن معیوب حریصِ حسودِ کم بینِ خودخواهِ بدبختِ ایرانی؟

 

 

جمله قصار: از ایرانی جماعت نه استاد درمیاد، نه شاگرد!  

توضیح: چون هر چیزی جنبه می خواد.

تبصره: استثنا همیشه هست!
    
پی‌نوشت: قسمت دومش خیلی بهتر بود و خوش‌بختانه ملکی‌ش هم بیشتر بود

پی نوشت2: با تمام این اوصاف "کمربندها را ببندیم" بهترین سریال شبانه ایه که تا به حال پخش شده ...