X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 23 مرداد‌ماه سال 1387
سه در چهار

مجید صالحی که در «ترش و شیرین» دستیار عطاران بود این بار خودش سکان رو دست گرفته بود و البته همچنان از مشاورت معلمش بهره می‌برد. کار هم درست در همون سبک و سیاق عطارانی بود: یک داستان اجتماعی بر پایه‌ی مسائل مبتلابه روز جامعه و با پرداخت واقع‌گرایانه با طنزی مبتنی بر جزئیات.
انصافا هم از پس اولین امتحانش خوب براومده بود صالحی. هر چند بخصوص در یک چهارم پایانی سریال ضعف‌های آشکاری وجود داشت. یعنی دقیقا از همون جایی که خود صالحی به عنوان بازیگر وارد میدون شد. و عجیبه که کسی که از پس هدایت گروه بازیگران با نمره‌ی قابل قبولی براومده بود در کارگردانی خودش این قدر ضعیف ظاهر شد. در واقع بدترین قسمت های سریال همون صحنه‌هایی بود که شخصیت امیر (با بازی صالحی) محور می‌شد. پرگویی اعصاب خورد کن، تیکه‌های خنک و تکرار و تکرار و تکرار! عجیب بود واقعا.

بخصوص که در این قسمت‌ها حضور سه وزنه‌ی اصلی سریال یعنی محمد کاسبی، مهران رجبی و علی صادقی به حداقل رسیده بود. این سه تا بازیگر که هر کدوم به تنهایی برای یه سریال طنز کافی هستن! در ترکیب با هم فوق‌العاده عمل کردن. در واقع خیلی از شوخی‌های اصلی و بامزه‌ی سریال فقط با اتکا به حضور و ارتباط این سه تا با هم شکل می‌گرفت. و البته اشکان اشتیاق هم گاهی وارد بازی می‌شد و موفق هم بود.
از بهترین شوخی‌های سریال یکی‌ش شوخی با سریال زیر تیغ بود (صحنه‌ی کلانتری) با بازی شاهکار مهران رجبی که کم‌کم داره به مهم‌ترین ستاره‌ی تلویزیون تبدیل می‌شه!...
این وسط شخصیت مرضیه (آی کیو!) هم جدید و جالب بود و بیش‌تر از این هم می‌شد روش مانور داد.


مشکل بی‌کاری و مهم تر از اون مشکل "فرهنگ نادرست کار" که درایت‌مندانه و به موقع به عنوان موضوع اصلی انتخاب شده بودن، در کنار چند مساله‌ی فرعی‌تر مثل دانشگاه و مسکن و شرکت‌های ریز و درشت خدماتی، صمیمانه و بدون تاکیدهای اضافه و پیام‌های بهداشتی آن‌چنانی، پرداخت شده بود و هم‌ذات‌پنداری تماشاگرانی که روزانه با مسایل مشابه دست به گریبان هستن به خوبی برمی‌انگیخت.

درسته که مجید صالحی، رفقای مطبوعاتی مهران مدیری رو نداره که فرت و فرت براش نوشابه باز کنن ولی یک کار خوب، بدون جنگولک‌بازی هم می تونه جای خودش رو بین مردم باز کنه و این چیزی بود که برای «سه در چهار» اتفاق افتاد.

و... همین دیگه! فقط می مونه آرزوی موفقیت‌های بیش‌تر برای صالحی که امیدوارم خیلی زود بتونه سبک شخصی خودش رو هم پیدا کنه و مثل عطاران راه جدیدی در سریال‌سازی تلویزیون ایران باز کنه.



پی‌نوشت: ظاهرا دلیل غیب شدن رحمان در میانه‌های سریال این بوده که محمد کاسبی (بازیگر این نقش) از تهیه‌کننده خواسته که دستمزد عقب‌افتاده‌ش رو پرداخت کنه و تهیه‌کننده هم برای تلافی از نویسنده خواسته که شخصیت رحمان از سریال حذف بشه!