برادر ضرغامی!
امشب با دلی خوش رفتم ببینم که در سریال پر بیننده کمر بندها را ببندید چه دسته گلی برای ملت مظلوم و تحت سلطه فرهنگی شما در نظر گرفته شده و با بغضی در گلو دیدم دو پسر و دختر مثل دو محرم قبل از ازدواج در کافه ای با هم مشغول چانه زنی هستند . شرح صحنه لازم نیست . احتمالا !!؟ دیده اید ...
(برای خوندن بقیه این نامه روح افزا
اینجا رو ببینین)
***
بعد از یک دوره نزولی کوتاه (فکر کنم ۶-۷ قسمت) دیشب و امشب سریال «کمربندها را ببندیم» خیلی خوب بود. بخصوص امشب! من خودم با اینکه زیاد فوتبالی نیستم کلی طنزآگین! شدم. سر قضیه منصور خان (علی پروین)، اسکندر (علی دایی)، رئیس هواجات (سرپرست تیم فوتسال) و ...
خلاصه فاز داد!
***

مصاحبه با فتح علی اویسی
ای ول!
سلام خوبی خسته نباشی داداشی منم خیلی این سریال رو دوست دارم . خیلی ممنون از مصاحبه . دوست دارم .
سلام ... ما میریم اونور نظر بدیم ...!!!
سلام داداشی بابا بهت لینک دادم فرقی نمی کنه . به خدا !! راستی من آپدیت کردم درباره ایدز و راههای جلوگیری اون . از نظر ویزیت هم خاطرت جمع باشه هر کی لینک کرده رازی بوده :)) مرسی
سلام...دوست عزیزی به نام شروین در نظرخواهیم سایت شما رو به من معرفی کرد. چیزای جالبی برای خوندن پیدا کردم..ممنونم و موفق باشید:)
سلام خسته نباشی!! محمدرضا هستم.خوشحال می شم به وبلاگم سر بزنی!!!
از وبلاگت واقعا خوشم اومد. همونی که فکرشو می کردم!!!
جالبه!!! راستی اگر مایلی من لوگوی شما رو در وبلاگم می ذارم!!!اگر مایلی شمکا هم بذار!!! امیدوارم دوستان خوبی برای هم باشیم
سلام دوست من آسمان آبی من خوشحال میشه از آمدنت
با آمدنت آسمان آبی مرا زیبا تر میکنی
دوست آسمانی تو))
دستت درد نکنه !!! شما هم رفتی قسمت دوست داشتنی های من!!! مرسییییییییییییی!!!! قربون اقا !!!
میشه این قدر در مورد کمربند ها ننویسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟////
بابا بالاخره ما به کدوم ساز شما برقصیم؟!
شما اگه برنامه ای مورد نظرت هست بگو از اون هم مطلب بذارم...
سلام ! من یه وبلاگ طنز به نام کتکله دارم