دیشب توی یه تیکه از "کمربندها را ببندیم" ملکی برگشت گفت خارجی اونه که موهاش بور و چشماش آبیه. این شیخ سعید از خودمونه و "نحن مسلمون" و این صوبتا. حالا معلوم نیست منظور چیه. جدی می گفت یا متلک بود؟ چون بخصوص با این قضیه خلیج فارس این حرف دوپهلو می زنه!
پینوشت: راستی بمباران گوگلی فراموش نشه! (یعنی اگه وبلاگ دارین به این صفحه با عنوان «خلیج العربی» یا Arabian Gulf" لینک بدین و اگه ندارین برین تو سایت www.google.com و عبارت "persian gulf" رو search کنین که یه کاری کرده باشین!)
اینجا هم یه مصاحبه دیگه با مهدی مظلومی هست درباره این سریال : مصاحبه کننده چند جا گیرهای خیلی بی معنی داده مثل اینکه گفته دکور خوب و تشکیلات درست کردن خرج بیخوده! استدلاالش هم لابد اینه که مردم از کارهای مهران مدیری با اون دکورهای ضعیف به اندازه کافی استقبال می کنن پس چه لزومی داره آدم برای دکور خرج کنه... یا اینکه گفته چون مردم عادی زیاد هواپیما سوار نمی شن و با فرودگاه آشنایی ندارن فضا براشون ملموس نیست و استقبال نمی کنن!! اگه همچین قاعده ای وجود داشته باشه مردم نباید از فیلم های تخیلی یا افسانه ای هم استقبال کنن! از همه مسخره تر اینه که گفته تلاش شما برای "بدون شرح" بی فایده بوده چون بعدا یه نفر دیگه با یه سریال جدید اومده و بدون شرح رو از یاد مردم برده!! دیگه به عقلش قد نداده که موفقیت همون سریال بوده که رقبا رو به تکاپو انداخته... بگذریم از این چه نیروی تبلیغاتی عظیمی از اون رقیب حمایت می کنه.
جالب ترین حرف مظلومی هم اینه که گفته این شخصیت ها ادامه شخصیت های "بدون شرح" هستن نه تکرار اونا. و این واقعا حرف درستیه. هیچ لزومی نداره این شخصیت ها بیان عوض بشن؛ مهم اینه که تو موقعیت های جدیدی قرار بگیرن و حرفهای جدیدی مطرح بشه. اگه این حرفهای جدید رو می شد تو قالب همون فضای مجموعه قبلی بیان کرد حتی می شد "بدون شرح 2" ساخت!
اما از اون طرف پافشاری مظلومی برای دفاع از سریال "بانکی ها" هم واقعا بی مورده. مهدی جان! این یه مورد رو کوتاه بیا عزیز!
پی نوشت بعد از خوندن کامنت: همون طور که یکی از دوستان گفته قطع پخش »کمربندها را ببندیم" یه خرده مشکوک می زنه! ...
پی نوشت 2: یه مصاحبه با حمید لولایی...
روزنامه شرق پنج شنبه 30 مهر، یک نقد(؟) خیلی بانمکی داره درباره سریال «من یک مستاجرم» که توجه تونو به جملات نغزی چند از اون جلب می کنم:
"با توجه به دیالوگ هایى که براى زمانه خانم نوشته شده یک مقدار این شخصیت را غیرباورپذیر مى کند. زمانه خانم یک صاحبخانه چندشخصیتى است که کسى به واقعى بودن آن نتوانسته پى ببرد. ولى در جامعه امروز یک صاحبخانه این طورى وجود ندارد"
"ازدواج مسعود حداقل در سه الى چهار قسمت شروع شده و آخر مسعود نتوانسته ازدواج کند. این خودش بیان یک معضل است. یک جوان شهرستانى بدون سرمایه چگونه مى تواند ازدواج کند؟ ولى تکرار مکرر این جمله که مسعود اگر زن گرفتى که گرفتى اگر نه وسیله هایت را جمع کن و برو زهر این معضل را از بین برده. "
"مسعود در این طنز تیپ کلیشه اى دارد و بازى خیلى خوبى ارائه مى دهد لااقل میدان بازى را مصادره مى کند و بیننده را خسته مى کند که مخاطب فقط به حرکت لب توجه مى کند"
خداوکیلی یاد خطبه های نمازجمعه ارومیه نمی افتین؟...
***
کمکم کن همه سریال ها رو ببینم! (جام جم)