مشاوره انتشار مقاله ISI مشاوره انتشار مقاله ISI
دکتر جلالیان: روش تحقیق، آمار
تولید مقاله از پایان نامه، ویرایش مقاله
سریال شب به شب
خرید سریال های دوبله شبکه فارسی 1
تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 31 مرداد ماه سال 1388
ندید بدیدبازی جومونگی


نمی‌دونم به  تحت الشعاع قرار دادن بحران های اخیر هم ربط داشت یا فقط به خاطر چرب کردن سبیل صدا و سیما توسط شرکت ال.جی. بود ولی این حجم از جار و جنجال برای یک بازیگر خارجی واقعا عجیب و تا حدی مسخره بود. می‌گن حتی شهاب حسینی، ستاره سینمای ایران هم به عنوان نوازنده در کنسرتی که گروه آریان به افتخار سان ایل گوک بازیگر کره ای نقش جومونگ برگزار کرده ساز زده! امیدوارم اقلا این یکی راست نباشه.


بنده خدا خود بازیگره هم کفش بریده بود از این همه ندید بدید بازی! ظاهرا تو مدت اقامتش در هتل هم ملت دایم آویزونش بوده ن.


صدا و سیمایی که صبح تا شب داره دم از عزت ملی و اقتدار ملی و فرهنگ ملی و کوفت و زهر ملی می زنه، چنان مردم رو در فقر سرگرمی نگه داشته که یک سریال متوسط خارجی این طوری تبدیل شده به قبله‌ی مردم! یکی از عشق سوسانو خودکشی میکنه، یکی می‌ره ثبت احوال اسمش رو به جومونگ تغییر می‌ده یکی دیگه هم بچه‌ی 4 ساله‌ش رو به خاطر تماشای جومونگ به کشتن می‌ده...


نکته قابل توجه دیگه این که در کشورهای دیگه معمولا سریال های خارجی رو در ساعت های مرده  (مثلا ظهر یا عصر) پخش می‌کنن و ساعات پربیننده به تولیدات داخلی این کشورها اختصاص داره. اما تو ایران، سریال‌اهی خارجی از جمله همین جومونگ با موضوع خشونت و کشت و کشتار و انتقام، با حداکثر تبلیغات در بهترین ساعت و پربیینده‌ترین شبکه پخش می‌شن. در حالی که سریالی مثل همه فرزندان من با کارگردانی هنرمندانه‌ی مرضیه برومند که به شیرین‌ترین شکل به دغدغه‌ها و مسایل روز جامعه می پردازه در یک ساعت مرده و تقریبا بدون تبلیغات پخش شد.


جالب این جاست که محبوب‌ترین سریال های کره‌ای در خود کره در بهترین و نادرترین حالت، 20-30 درصد بیننده دارن اما تو ایران این سریال ها تا 80-90 درصد بیننده جذب می‌کنن که جا داره همین جا متولیان فرهنگی کشور خودشون رو دار بزنن!


البته این سریال جومونگ انصافا خوش‌ساخت و عامه پسند هست و در چند کشور خارجی پخش و با استقبال خوب تماشاگران روبه رو شده. مقایسه کنید با سریال در چشم باد که با صرف  میلیاردها تومن پول و سال‌ها زمان، به جز سازندگانش تماشاگر دیگه‌ای نداره!

در توضیح دلیل موفقیت جومونگ و شکست سریال‌های داخلی خوبه بدنید در ساخت جومونگ دو سال زمان صرف پیش تولید و یک سال و اندی (همزمان با پخش دو قسمت در هفته!) صرف تصویربرداری شده. در ایران پیش تولید یک ماه و تصویر برداری 10 سال طول می کشه!


البته این روزها خیلی از مردم صدا و سیمای ایران رو به دلایلی که می دونید تحریم کرده ن و اوقات فراغتشون رو با چیزهای مفیدتر و جذاب‌تر پر می‌کنن...

دوشنبه 12 مرداد ماه سال 1388
جای خالی ناطق نوری را عموپورنگ پر کرد!

خبرگزاری مهر از حضور داریوش فرضیایی (عموپورنگ) در مراسم نمایشی تنفیذ خبر داد. در این مراسم که قرار بود کارگزاران نظام و مسئولان کشوری و لشکری حضور پیدا کنند، بسیاری از سران در حد رئیس مجلس خبرگان (هاشمی) و رئیس دفتر بازرسی ویژه رهبری (ناطق نوری) حضور نداشتند، اما جای خالی آنها را افشین قطبی، حسین رضازاده و عمو پورنگ پر کردند.


خبرگزاری مهر در این باره نوشت: علاوه بر فرزندان برخی مقامات از جمله علیرضا و مهدی احمدی نژاد، حضور پررنگ جامعه هنری و ورزشی در این مراسم از دیگر موارد قابل توجه بود؛ محمد صالح علا، رضا پورحسین (مجری مناظره های انتخابات اخیر) احمد نجفی (کارگاه علویفرج الله سلحشور (کارگردان سریال یوسف پیامبرمسعود ده نمکی ، دست اندرکاران و بازیگران سریال رستگاران، محمدرضا شریفی نیا، مجید مظفری، داریوش فرضیایی(عموپورنگسیروس مقدم، حسین رضازاده، افشین قطبی، محمد مایلی کهن ، کفاشیان و تعدادی از ورزشکاران جانباز کشور از دیگر حاضران در این مراسم بودند.


ما این روزها و این آدم‌ها رو فراموش نمی‌کنیم!

جمعه 2 مرداد ماه سال 1388
به خاطر معتمدآریا و پرستویی!

به گزارش «اعتماد ملی»، تولید مجموعه تلویزیونی «آشپزباشی» به کارگردانی محمدرضا هنرمند تا رفع جدی مشکلات تعطیل اعلام شد. جواد نوروزبیگی تهیهکننده این سریال تنها مشکلات مالی را دلیل این تعطیلی اعلام کرده است اما برخی شنیدهها حاکی از آن است، توقف تولید این مجموعه به حضور بازیگران اصلی آن برمیگردد. گویا مسوولان تلویزیون پس از ممنوعالتصویر شدن بازیگرانی که در انتخابات ریاستجمهوری برای نامزدی خاص تبلیغات میکردند، تمایلی برای ادامه حضور آنان در مجموعهها و فیلمهای تلویزیونی ندارند و تا جایی که امکان داشته باشد از حضور آنان جلوگیری میکنند. فاطمه معتمدآریا و پرویز پرستویی به همراه تعداد زیادی از دیگر بازیگران «آشپزباشی» بنا به این قانون نانوشته نمیتوانند از این پس در تلویزیون فعالیت کنند و این یکی از دلایل اصلی توقف تولید این سریال است. شنیدهها از ممنوعیت حضور حدود 250 سینماگر در تلهفیلمها و مجموعههای تلویزیونی خبر میدهد. ممنوعیتی که ظاهرا تنها در مورد چند نفر از بازیگران پیشکسوت اعمال نمیشود. این اولین پروژه منتفی شده تلویزیون پس از انتخابات است که برخی ادعا میکنند، تعطیلی آن تنها مربوط به مشکلات مالی نمیشود و دلایل سیاسی هم در آن دخیل است. تصویربرداری «آشپزباشی» از آبان ماه سال گذشته با حضور علیرضا برازش مدیر شبکه یک سیما آغاز شد. پرویز پرستویی، فاطمه معتمدآریا، مهراوه شریفینیا، ملیکا شریفینیا، بهروز مسروری و سیدمهرداد ضیایی، فرهاد اصلانی، محمدرضا غفاری، علی طباطبایی، افسانه چهرهآزاد، کاظم بلوچی و... بازیگران این مجموعه بودند. داستان «آشپزباشی» در یک رستوران میگذشت که توسط یک زن و شوهر اداره میشد. به مرور زمان یک اتفاق باعث میشد تا رابطه آنها به هم بخورد و درگیری میان این زن و شوهر و فرزندانشان باعث بهوجود آمدن ماجراهایی میشد که داستان اصلی این سریال را تشکیل میداد. هنرمند پیش از این مجموعه دو سریال «زیر تیغ» و «کاکتوس» را برای تلویزیون ساخته است. 

چهارشنبه 20 خرداد ماه سال 1388
همه هنرمندان برای حمایت از موسوی بسیج شدن

همایش بزرگ جوانان و دانشجویان حامی میرحسین موسوی


فکر می‌کنم این اولین بار هست که این تعداد هنرمند اعم از بازیگر و کارگردان و خواننده و آهنگساز و نقاش و ... برای حمایت از سیاستمداری این طوری بسیج شدن و دارن مردم رو به رای دادن تشویق می‌کنن. یکی از کلیپ‌هایی رو که این هنرمندانا برای حمایت از میرحسین موسوی درست کردن می‌تونید این جا ببینید :

http://www.youtube.com/watch?v=ZSFT5a16hOY

یا از این جا دانلود کنید:

http://moj4.com/videos/honar.flv

امیدوارم مردم هم این مساله رو جدی بگیرن و با تمام توان در انتخبات شرکت کنن و همه با هم کشور رو از این ورطه‌ی خطرناک نجات بدن.

پنجشنبه 22 اسفند ماه سال 1387
فحاشی به مردم از شبکه پنج سیما

قبلا درباره این برنامه‌ی سینما پنج که اکبر عالمی اجرا می‌کنه یه چیزی نوشته بودم. این هفته یه تله فیلم پخش کرد به اسم «چشم‌های تقریبا نگران» از سید سجاد آوینی (ظاهرا پسر شهید مرتضی آوینی، فیلم‌ساز ارزشی معروف).

فیلم تجربی خوب و جالبی بود که قبل از نمایش‌اش هم عالمی و کیومرث پوراحمد (تهیه‌کننده فیلم) حسابی ازش تعریف و تمجید کردن.

بعد عالمی گفت بریم فیلم رو ببینیم و بعد کلی سوال داریم که از کارگردان جوان و تهیه کننده باتجربه فیلم بپرسیم.

بعد از فیلم هم عالمی سوالاتش رو، رو به کارگردان و تهیه کننده پرسید و بعد از اون هم چند جمله حرف زد و خودش هم از سجاد آوینی خواست درباره چند نکته توضیح بده.

در طول تمام این صحبت‌ها یک مساله به شدت کنجکاوی و تعجب منو برانگیخت و اون این بود که تصویر سجاد آوینی که لباس اسپرت (تی‌شرت رنگی و شلوار جین) پوشیده بود و موهاش چهار - پنج سانت بلندی داشت از دور نشون داده می‌شد و فقط کلوزآپ عالمی و پوراحمد رو می‌دیدیم.

وقتی قرار شد سجاد به سوالات جواب بده با خودم گفتم خب حالا دیگه لابد یه بار هم که شده از نزدیک نشونش می‌ده. ولی زهی خیال باطل! نه تنها تصویر کلوزآپ سجاد آوینی نشون داده نشد، بلکه کل صحبتاش حذف شد و به جاش یه سری اظهار نظر ابلهانه روی تصاویری از فیلم به عنوان «نقد» تقدیم حضور ما بینندگان گرامی شد!

بعد از این نقد تصویری طولانی و کسل‌کننده و بی‌ربط هم آقای عالمی ما رو به خداوند بزرگ سپرد و تمام.

خواستم بدین وسیله به نوبه‌ی خودم از مسؤولان شبکه پنج که انقدر به شعور ما احترام می‌ذارن تشکر کنم.


.

چهارشنبه 23 بهمن ماه سال 1387
از سرزمین شمالی


این سریال «از سرزمین شمالی» هم به نظرم یکی از اون شاهکارای سریال‌سازیه!

بیست و هفت ـ هشت سال سال از ساخت‌ش می‌گذره و هنوز این قدر تر و تازه و دیدنی‌یه.

مدتی‌یه شبکه‌ی ۴ صبح‌ها ساعت ۱۱ داره پخش می‌کنه.

لوکیشن این سریال که به مدت ۱۸ سال و در چند فصل از تلویزیون ژاپن پخش شده و خیلی از کشورهای خارجی هم اون رو خریداری و پخش کردن، سال هاست که تبدیل به موزه شده.

اگه دوست دارید قیافه‌ی الان گورو (باباهه)، جون (پسره) و هوتارو (دختره) رو ببینید کلیک کنید! اینم یوکی‌کو (خاله‌ی خوشگل‌شون) و اینم سوتا (که عاشق یوکی‌کو می‌شه).

(گفتم شاید دل‌تون نخواد اون تصویری که تو ذهن‌تون از این شخصیت‌ها مونده تغییر کنه به خاطر همین تصاویر رو به صورت لینک گذاشتم)

موزیک محبوب و خاطره‌انگیر این سریال رو هم می‌تونید از این جا دانلود کنید. و این هم آهنگ سریال از سرزمین شمالی با آواز مربوطه!


اینم اطلاعات بیش‌تر درباره داستان فصل‌های مختلف این سریال و...

دوشنبه 21 بهمن ماه سال 1387
درباره الی

تا حالا ندیده بودم همه منتقدان یک صدا از فیلمی این طوری تعریف کنن! خیلی کنجکاو شده‌م. بعد از شونصد سال، دارم برای اکران عمومی یک فیلم، روزشماری می‌کنم! امیدوارم مشکلی پیش نیاد و تو برلین هم جایزه بگیره اصغر فرهادی.

البته به جز «درباره الی» فیلم «بی‌پولی» حمید نعمت‌الله و «عیار ۱۴» پرویز شهبازی هم باید دیدنی باشه. یعنی امیدوارم که باشه ـ همون طور که «بوتیک» و «نفس عمیق» بودن.

در کل انگار سال ۸۸ اکران آبرومندانه‌تری نسبت به امسال خواهیم داشت که البته متاثر از تلاش و استعداد فردی سه چهار تا کارگردان هست و شاید نشه به تداوم‌ش چندان امید بست. اما به هر حال غنیمته تو این اوضاع.

سه شنبه 15 بهمن ماه سال 1387
سی سال سی مجموعه

این روزا شبکه سوم حوالی ۱۱ شب یه برنامه‌ای پخش می‌کنه به اسم «سی سال، سی مجموعه» که ۳۰ مجموعه‌ی تاریخی برگزیده‌ی سی سال پس از انقلاب رو با حضور عوامل سازنده‌ی اون سریال بررسی می‌کنن. من تا حالا فقط برنامه‌ی سیزدهم بهمن رو دیدم که اختصاص به سریال مدرس داشت و فریدون جیرانی (مجری برنامه) با هوشنگ توکلی (نویسنده و کارگردان سریال مدرس) گفت و گو می‌کرد و لابه‌لای گفت و گو قسمت‌هایی از سریال پخش می‌شد.

آخرین بریده از سریال که در انتهای برنامه پخش شد قسمتی از سخنرانی معروف خسرو شکیبایی بود. بعد از این بریده، مصاحبه‌ای با پروین کوشیار (همسر شکیبایی) پخش شد که اختصاصا برای این برنامه در منزل ایشون انجام شده بود. خانم کوشیار چند تا خاطره‌ی کوتاه از روزهای بازی در سریال مدرس تعریف کرد. ضمنا گفت که این سریال در کنار هامون و خانه سبز و چند تا کار دیگه از اجراهای محبوب خسرو بوده که بیش‌تر از کارای دیگه‌ش دوست‌شون داشته. (دانلود فایل ویدئویی مربوطه)

در مجموع در مقایسه با برنامه‌های این شکلی که معمولا از تلویزیون پخش می شه به نظر می‌رسه واسه این برنامه، فکر و انرژی قابل قبولی صرف شده. مثلا همین که رفته‌ن یک مصاحبه‌ی اختصاصی جالب انجام داده‌ن خب واقعا غنیمته!


پی نوشت: کسی برنامه دوازدهم و چهاردهم رو ندیده؟ مال چه سریال‌هایی بودن؟

جمعه 11 بهمن ماه سال 1387
نقره

جمعه ها ظهر، شبکه‌ی یک یه برنامه‌ای پخش می‌کنه به اسم «نقره» که هر بار یکی از هنرمندان سینما و تلویزیون رو دعوت می‌کنن و خاطرات سی سال اخیر (یا قبل‌تر) رو مرور می‌کنن. امروز رسول صدر عاملی مهمون برنامه بود و بیش‌تر راجع به فیلم گل‌های داودی حرف زدن. یه مصاحبه‌ی جالب هم با بیژن امکانیان شده بود که اونم پخش شد.

یه قسمتی داره این برنامه به اسم «صندوق خانه» که تو این قسمت از آرشیو تلویزیون فیلمای قدیمی درمیارن مثلا مربوط به سال‌های ۵۷-۵۸-۵۹... که خیلی جالبه. صندوق‌خانه ی امروز قسمتایی از یه تله تئاتر مال سال ۵۸-۵۹ رو نشون داد که حمید جبلی و ایرج طهماسب و فاطمه معتمدآریا توش بازی می‌کردن. طهماسب نقش پسر جبلی و معتمدآریا رو داشت! و قیافه‌ش ۱۸۰ درجه با امروزش فرق می کرد. خیلی جالب بود...


دوشنبه 7 بهمن ماه سال 1387
آن روی ماه و شیرین و خندان

حمیده خیرآبادی در دومین جشن بازیگران سینما«در فیلم الماس ۳۳ برای یافتن مادر رضا چندان وقت تلف نکردیم. چون از همان اولین برخورد و با دیدن روی ماه و شیرین و خندان خانم خیرآبادی، فهمیدم که خودش است و از لحاظ کار بازیگری و دقت و دیسیپلین و نظم حرفه‌ای هم به رغم هرج و مرج و بی‌نظمی حاکم بر آن فیلم، بسیار عالی بودند... اما در اجاره نشین‌ها بود که خانم خیرآبادی واقعا سنگ تمام گذاشتند و حسابی از پس نقش مادر خانه برآمدند (با این که هم‌سن آقای انتظامی هستند) و شدند آن عنصر خیرآباد و خیرآوری که بالاخره باعث استقرار خانه و اتحاد ساکنان آن می‌شود... کلا خانم خیرآبادی همیشه در ذهنم تصویر و نماد یک مادر واقعی بوده که از ته دل می‌خواهد به اطرافیان محبت کند و دائم نگران آن هاست».

این ها را داریوش مهرجویی، در یادداشتی به مناسبت بزرگداشت حمیده خیرآبادی در بیست و یکمین جشنواره فیلم فجر برای مجله فیلم نوشته.

حمیده خیرآبادی با سابقه ای طولانی در کار سینما، تئاتر و تلویزیون در سال ۸۳ پس از بازی در سریال این راهش نیست ترجیح داد خودش را بازنشسته کند:«دیگر خسته شده بودم... بالاخره ۶۱ سال کار باید کافی باشد. از طرف دیگر فکر می‌کنم باید برای کار خودمان هم ارزش قایل باشیم و به خودمان احترام بگذاریم. من خودم خواستم که دیگر کار نکنم الان دارم استراحت می‌کنم ولی خدا را شکر بیمار نیستم... بر خلاف آن چه گاهی شایع می کنند حالم خوب است. من نمی‌دانم چرا  برخی دوست دارند دیگران را با گفتن این حرف‌ها ناراحت کنند. مردم خیلی به من و امثال من لطف دارند. به هر حال وقتی چنین شایعاتی پخش می‌شود نگران می‌شوند. خدا را خوش نمی‌آید».

ماه رمضان گذشته که گزارشگران تلویزیون مهمان خانه‌ی شهلا ریاحی شده بودند او هم که مدتی است خودش را بازنشسته کرده با شور و علاقه‌ی خاصی گفت که هر روز با حمیده خیرآبادی که نزدیک‌ترین و بهترین دوستش است تلفنی صحبت می‌کند.

گرچه گاهی با بازپخش کارهای پیشین حمیده خیرآبادی، مثل خانه سبز و همین چند هفته پیش مریم و میتیل،‌ فرصت دوباره دیدن آن روی ماه و مهربان را پیدا می‌کنیم اما خیلی‌ها دل‌شان برای یک کار تازه از او تنگ شده.

خودش چی؟ دلش برای این که یک بار دیگر جلو دوربین ظاهر شود تنگ نشده؟

«در طول این دو سه سال چند بار از من خواستند که دوباره به بازیگری برگردم اما قبول نکردم. خسته شده‌ام. البته از شما چه پنهان گاهی دلم برای بازی تنگ می‌شود اما به روی خودم نمی‌آورم!»


* نقل قول‌ها از مجله فیلم شماره‌ی ۳۸۷ است.


1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>